ارسال شده به
من و تو
توسط
بابک
در تاریخ دوشنبه 9 اردیبهشت 1387
I, had a dream
That you,were my Queen
And I, was your King
In the shadows of love
No one could see
How close, we would be
Two lovers, you and me
In the shadows of love
I was a fool
To play by the rules
And I was a fool
To let you go
Oh through the night
When I held you so tight
Till the first morning light
But my eyes were closed
I, had a dream
That you, were my Queen
And I, was your King
In the shadows of love
ارسال شده به
روزهای من
توسط
بابک
در تاریخ شنبه 26 آبان 1386
جادهی بیانتها و پیچ در پیچی که گویا پایانی ندارد، باشه باشه باشه باشه...........!!!
: من تا آخرش رو میرم...!
طلوعها و غروبهای زیادی را خواهم دید، گاهی کنار جاده، روی کاپوت ماشین غروب را نگاه میکنم هنگامی که خستگیِ راه را با یک لیوان چای از بدن بیرون میکنم، و گاهی روی صندوقعقب ماشین مینشینم و طلوع دوبارهی خورشید را نگاه میکنم، با اولین سیگار روز....
باشه باشه باشه باشه باشه..... من تا آخرش خواهم رفت، خواهم رفت
ارسال شده به
روزهای من
توسط
بابک
در تاریخ پنجشنبه 19 مهر 1386
ای کاش آنجا کسی بود، آنجا کنارِ نردههای ایوان؛ هنگامی هر غروب خسته باز میآیم و لبخندی نثارم میکرد تا توان آن را در خود بیابم که تمام خستگی و آلودگیِ این روزها را یاد ببرم
ارسال شده به
روزهای من
توسط
بابک
در تاریخ جمعه 25 خرداد 1386
میگم : نمیشه! نمیشه آخه، باور کن نمیشه! میگه : دیدی، ثابت شد بهت چیزی که میگفتم؟ میگم : اثبات هم نمیشد باور داشتم، ولی نمیشه! میگه : چرا؟ میگم : بعضی از چراها را نمیشود جواب داد، بعضی سؤالها فقط برای پرسیدن هستند نه برای رسیدن به جواب میگه : ولی میشه همه چیز رو گفت میگم : چیزهایی که گفتنی نباشند باید به فراموشی سپرده شوند میگه : پس اون همه چیزهایی که گفتی چی میشه میگم : من حرفی نزدم، فکر میکردم خودت قبول میکنی حرفم رو میگه : نه؟ میگم : نه!
و من در یکی از همین روزها بیرون خواهم آمد! نمیدانم پیروز یا مقلوب ولی من بیرون میآیم.... همین همین همین
ارسال شده به
روزهای من
توسط
بابک
در تاریخ دوشنبه 7 خرداد 1386
اینجا پُر است از دلتنگی پُر است از تنهائی خستگی نا امیدی اینجا پُر است از معنای حقیقی زندگی
پُر از خستگی هنگامی که به خانه میآیم پُر از تنهائی هنگامی که تو نیستی پُر از دلتنگی هنگامی که دلم هوای تو را دارد پُر از نا امیدی هنگامی که همه جا تاریک است
اینجا پُر است از معنای حقیقی زندگی پُر از وسوسهها رفتن و رفتن رفتن به سمت امیدی که از دور میدرخشد
ارسال شده به
من و تو
توسط
بابک
در تاریخ جمعه 31 فروردین 1386
تولدت مبارک
ای روئیده بر روزهای روشن
با آرزوهای خوب برای سالِ جدیدی که میخواهی شروع کنی موفقیت، سلامتی، شادی و آرزوی رسیدن به آرزوهای بزرگ و رنگینات و رسیدن به آنچه که دوستاش میداری و روزهای خوب، روزهای سبز، روزهای زیبا
سالگردِ روئیدنات مبارک سالگرد آمدنات به این خاکِ پهناور هر چند که ارزشِ تو بیش از این خاکِ آلوده بود اما دستِ تقدیر است و ما هیچکارهایم
سالگرد میلادت تبریک
؛ چون یکشنبه نیستم دیگه الآن نوشتم که جا نمونم، نمیخوام آخرین نفری باشم که بهت تبریک میگم ؛